تجربه سالها به ما نشان میدهد روشهای جایگزین متعددی برای دور زدن، بیاثر کردن و خنثیسازی تحریمها وجود دارد. مضاف بر اینکه ما اکنون در شرایط پس از جنگ اهرمهای فشاری بیشتری برای بیاثرسازی تحریمها داریم. علاوه بر انباشت تجربه مدیریت اقتصادی در شرایط جنگی و تحریمی، امروز برای ما این روشن است که در طول این سالها، به رغم همه تلاشهای ناکام دولتهای مختلف برای مذاکره و امتیازدهی به آمریکا، با هدف لغو تحریمها قرار نیست تحریمها به روش دیپلماتیک برداشته شود، بلکه صرف مذاکره و اعتقاد به تعامل از سوی دشمن بهعنوان ضعف تلقی شدهاست و نتیجه آن این شده که تحریمها تشدید شوند و ابعاد گستردهتری یابند.
در شرایط کنونی، ایران یک اهرم فشار قدرتمند در اختیار دارد: تنگه هرمز. سالها از اهمیت این نقطه کلیدی غفلت شده بود اما شرایط جنگی به ما نشان داد میتوانیم با تسلط بر این منطقه حساس، کشورهای سرکش و تروریست را سرجای خود بنشانیم و آنها را مجبور به تمکین کنیم. اگر درمقابل دشمنی که منطق آن ترور و دزدی دریایی و نسلکشی است، راهی برای مهار و برداشتن تحریمها و رفع پایدار خطر جنگ باشد، از رهگذر چنین اقداماتی است.
بر این اساس، هر کشوری که خواهان عبور از تنگه هرمز باشد، ملزم به رعایت پیششرطهایی خواهد بود. هرگونه مشارکت در تحریم علیه ایران مجوز عبور کشتیهای آن کشور از تنگه را لغو خواهد کرد. به این ترتیب مدیریت مقتدرانه تنگه هرمز نه تنها میتواند به منبع درآمد جمهوری اسلامی تبدیل شود، بلکه ابزار بسیار مؤثری برای لغو تحریمهای ظالمانه علیه ایران خواهد بود. البته این امتیاز بزرگ خدادادی (تسلط بر تنگه هرمز) تنها اهرم ایران نیست. انسجام رو به گسترش ملی و حضور ممتد مردم در خیابانها و تداوم قوت نیروی نظامی در کنار مرزهای گسترده زمینی و دریایی و سایر تحولات جهانی از جمله مخالفت کشورهای همپیمان آمریکا در مشارکت با حمله به ایران، دست دشمن را از اعمال فشار تحریم کوتاه کرده است و نباید فریب ژستهای آن را خورد.